فقیهی بر افتاده مستی گذشت

به مستوریِ خویش مغرور گشت

ز نخوت بر او التفاتی نکرد

جوان سر برآورد کای پیرمرد

تکبر نکن چون به نعمت دری

که محرومی آید ز مُستکبِری

یکی را که در بند بینی مخند

مبادا که ناگه در افتی به بند

نه آخر در امکانِ تقدیر هست

که فردا چو من باشی افتاده مست؟

تو را آسمان خط به مسجد نبشت

مزن طعنه بر دیگری در کِنِشت

ببند ای مسلمان بشکرانه دست

که زنّار مُغ بر میانت نبست

نه خود می رود هر که جویانِ اوست

بعُنفَش کشان می برد لطف دوست

                «بوستان سعدی»

/ 56 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شادمانه

عيد شما مبارک و ايشالا سال جديد طبع و ذوق شعري شما همچنان روان و سليس و پرمخاطب باشد

احمد پایمرد

سلام سال جدید را به شما تبریک میگم و سلامتی و شادی براتون ارزومندم[گل]

همسفر جاده دلتنگی

انسان های ناپخته همیشه می خواهند که در مشاجرات پیروز شوند ... حتی اگر به قیمت از دست دادن «رابطه» باشد ... اما انسان های عاقل درک می کنند که گاهی بهتر است در مشاجره ای ببازند، تا در رابطه ای که برایشان باارزش تر است «پیروز» شوند.

محسن منصور

ضمن تبریک سال نو و آرزوی سالی خوش با یه کوچولو تاخیر از این به بعد هر چندوقت یکبار این افتخار رو دارم که یه ترانه از کارهای خودم رو جهت دانلود تقدیم دوستان بکنم اولین ترانه بهاری به نام کادوی تولد رو جهت دانلود رو صفحه گداشتم امید که لحضات خوشی داشته باشید محسن منصور 17/1/1394 http://mohsenmansour.persianblog.ir

علی

چرا سر نمیزنید

khodai

شب های دراز بی عبادت چه کنم ، طبعم به گناه کرده عادت چه کنم ، گویند کریم است و گنه می بخشد ، گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم…[گل]