# بوستان_و_گلستان_سعدی
یکی گفت با صوفیی در صفا ندانی فلانت چه گفت از قفا؟ بگفتا،خموش،ای برادر،بخفت ندانسته بهتر که دشمن چه گفت کسانی که پیغام دشمن ... ادامه مطلب
/ 33 نظر / 14 بازدید
شنیدم که از پارسایان یکی بطیبت بخندید با کودکی دگر پارسایانِ خلوت نشین به عیبش فتادند در پوستین به آخر نماند این حکایت نهفت به ... ادامه مطلب
/ 2 نظر / 11 بازدید
آورده اند که انوشیروانِ عادل در شکارگاهی صیدی کباب کرده بود و نمک نبود.غلامی را به روستا فرستاد تا نمک حاصل ... ادامه مطلب
/ 3 نظر / 9 بازدید
درویشی مستجاب الدعوة در بغداد پدید آمد.حجاج یوسف را خبر کردند بحاندش و گفت:دعای خیری بر من بکن.گفت: خدایا جانش بستان.گفت:از بهرِ ... ادامه مطلب
/ 2 نظر / 9 بازدید
یکی ناسزا گفت در وقت جنگ گریبان دریدند وی را به چنگ قفا خورده گریان و عریان نشست جهاندیده ای گفتش ای خودپرست چو ... ادامه مطلب
/ 1 نظر / 9 بازدید